انتخاب موضوع مناسب اولین گام برای نزدیک شدن به زندگی و فضای روحی و روانی تماشاگر است . زیرا بین او ودنیای نمایش تعامل ایجاد میکند . ضمنا مخاطب را وادار مینماید که اگر تا آن لحظه به موضوع مورد نظر نیندیشده است این فاصله ذهنی را از بین ببرد و آن را به دانسته ها و داشته های ذهنی اش بیفزاید .چنانچه نویسنده متن نمایشی با نگره خاص و متمایزی هم به موضوع بنگرد ؛ در آن صورت انگیزه های ذهنی و عاطفی برای تماشا و درک نمایش مضاعف میگردد.
نمایش "عروسی درسایه "به نویسندگی و کارگردانی "علی عابدی" را هم اکنون در تالار سایه تئاتر شهر اجرا می شود , الگوی خوبی برای ردیابی این مقوله هاست .
متن نمایش "عروسی در سایه "به شرایط بعد از جنگ نامعلوم می پردازد و از آن به عنوان پس زمینه موضوع نمایش استفاده میکند . نویسنده تاکید دارد که بعد ازجنگ فرضی تعداد زنان بیش از مردان است و زنان شوهر دار هم اغلب دختر زا هستند . عابدی از این شرایط قراردادی به مثابه پیش فرض برای موقعیت های نمایشی بعدی بهره میگیرد و دو موقعیت را به ترتیب در دنیای فعلی و به دنیای پس از مرگ می آفریند . او میکوشد این موقعیت ها را در شاکله ای نسبتا داستانی جای دهد ؛ اما موقعیت های مورد نظر در کل برجسته تر و در نتیجه ؛ جنبه داستانی متن کمرنگ می شود ؛ این موقعیت ها و موضوع آنها میتواند در هر ژانری کاربری داشته باشد , یعنی برای درام ؛ کمدی و حتی تراژدی هم مناسب است و فقط بستگی به نوع موضوع محوری و چگونگی نگاه نویسنده دارد , در این میان علی عابدی "ژانر کمدی" را بر می گزیند .
او متن نمایش را به شکل یک کمدی فانتزیک در میآورد , اما در کاربردی عنصر تخیل کمی افراط میکند , طوری که متن گاهی با ذهنیت های فرا تخیلی و سوررئالیستی نیز در می آمیزد ؛ مثلا موضوع بلعیدن نارنجک جنگی توسط یکی از پرسوناژها دقیقا ناشی از اغراق و غلو بیش از حد است که متن را از محدوده تخیل هم بیرون میبرد ودر نتیجه به میزان باور پذیری اجرا آسیب میرساند . باید یاد آورشد که نویسنده مجاز نیست به بهانه کمدی هر چیزی را که بر مبنای الزامات واقع گرایانه یا تخیلی در باورنمیگنجد , وارد یک متن باور پذیر بکند . چنانچه تمام متن فرا تخیلی و یا سوررئالیستی باشد ؛ در آن صورت محدودیتی برای نویسنده وجود ندارد , اما در متن نمایش "عروسی در سایه" همه باورهای دیگر به گونه ای بر مبنای اعتقادات و تصورات انسان و حتی در چارچوب تخیل به باور در میآیند , جز قورت دادن نارنجک جنگی .
اگر این اشتباه در متن نبود یقینا میشد آن را به عنوان یک متنن نمایشی برجسته و بسیار زیبا ارزیابی نمود . در حال حاضر متن خوب , زیبا و گیرای نمایش با چنین نقصی آسیب دیده است , یک اصل تئوریک زیبایی شناسانه مهم را نباید نادیده گرفت : هر نقصی در ترکیب هنری ؛ غیر از بار منفی و جنبه ارزش زدای خودش به سایر عناصر و نهایتا به ترکیب کلی اثر آسیب می رساند ؛ یعنی وجاست ؛ باور پذیری ؛ منطق ساختاری و میزان دلالت گری اثر را تا حدی زیر سوال می برد .
برخی دیالوگها نیز از لحاظ معنا رسانی و ترکیب جمله ابهام بر انگیزند : "فرمانده ای که توی سرش کله جنگه "؛"عشق من از اونجا پرید یا پرتش کردندو تو اونش موندم ". یا "در حال حاضر من سرباز هیچ دختری نیستم " و...
با همه این ها متن نمایش عروسی در سایه بر خلاف کمدی های دیگر به موضوعی بدیع و متمایز می پردازد که اهمیت متن و حتی اجرا را هم ارتقاء بخشیده است : نمایش در کل با موضوع های بسیار جدی و مهمی مثل مرگ و موقعیت انسان در دنیای پس از مرگ شوخی مطبوع و فانتزیکی را شکل میدهد که واقعا زیبا و نمایشی است . برای اولین بار به ازدواج در آن دنیا اشاره میشود و علی عابدی به عنوان نویسنده بی آنکه سعی در اطاله متن داشته باشد به شکلی موجز ودر خور موضوع , موفق می شود با اتکای بر خلق ذهنیت ها و موقعیت ها ی کمیک یک کمدی موقعیت فانتزیک زیبا و گیرا ارائه دهد که در آن نگاه نویسنده حتی در رابطه با برخی موضوعات غمگنانه و ظاهرا تراژیک هم بسیار کمیک و هنرمندانه است . او به شکل تحسین بر انگیزی حتی در چنین موقعیت هایی تماشاگر را می خنداند و این نه تنها به اجرا بلکه اساسا به خود متن مربوط است , زیرا دیالوگ ها دقیقا چنین ذهنیت و احساسی را به تماشاگر منتقل میکنند . این نشان میدهد که علی عابدی استعداد و توانمندی نوشتن متون نمایشی کمیک را داراست .
او در ارائه برخی پرسوناژها ( پدر ) علاوه بر ذهنیت های فرا تخیلی از "گروتسک "هم استفاده کرده است ؛ زیرا پرسوناژ مورد نظر تا حدزیادی از لحاظ ظاهر و ذهن عمدا تغییر شکل و حالت یافته است و متاسفانه از متن بیرون میزند .
استفاده از" بک پروژجکشن" بسیار خوب انجام شده است , مخصوصا در آغاز با بهره گیری از یک انیمیشن کاریکاتوری ؛ پیش زمینه ای کمیک برای پیش فرض های محتوایی متن ارائه می شود تا با مقوله خود جنگ هم شوخی مطبوع و گیرایی انجام شده باشد . محتوای کمیک بک پروجکشن با ساختارو فضای کمیک کل نمایش سنخیت و هماهنگی دلنشینی دارد , ضمن آنکه به عنوان داده هایی معین جزو ساختار موضوعی متن و اجرا محسوب می شود .
در صحنه پایانی , حضور سایه وار پرسوناژ دختر در پشت پرده برای ایجاد فضای ذهنی تخیلی در رابطه با وضعیت بینابینی و تاکید بر امکان مردنش و آغاز یک زندگی عاشقانه در دنیای دیگر ؛ علاوه بر وجاهت موضوع از لحاظ اجرا نیز زیبا و نمایشی است .
در نمایش عروسی در سایه به شکل زیبا و پارادوکس داری , موضوع مرگ و رفتن به دنیای دیگر بسیار زیبا و خواستنی نشان داده شده است و ضمنا دنیای دیگر با موضوع عشق و آرزوی ازدواج آغاز میشود و در همان موضوعات دنیای فعلی نیز به گونه ای کمیک جریان دارد ؛ که همه اینها جزو ویژگی های کمیک و بدعت جویی های ذهن خلاق علی عابدی به شمار میرود و از لحاظ زیباشناسی اهمیت خاصی دارد .
نکته زیبای دیگر ی نیز در متن و اجرای نمایش مشهود است : پرسوناژهای مرده هنوز از دنیای قبل از مرگ خبر دارند و ضمنا همانند ارواح ناظری ادامه روند رخدادها را در دنیای زندگان کماکان شاهد هستند , که این نیز بر گیرایی بسیار کمیک موقعیت آنها افزوده است .
نمایش از لحاظ اجرا زیبا و قابل تامل است : طراحی صحنه که توسط جلال تهرانی انجام شده است ؛ ضمن سادگی تمام فضا را به حیطه حضور بازیگران اختصاص میدهد , مضافا اینکه استفاده از عمق صحنه برای بک پروجکشن در شروع اجرا , محور محسوس کادر کلی صحنه را در اختیار میدان بصری تماشاگر میگذارد . نور به دو شیوه نورها ی محیطی و نور موضعی ؛ کاربرد پیدا کرده است که باز هم جلال تهرانی به عنوان طراح نور درحد ضرورت از آن استفاده میکند و اجرا را همراهی میکند .
چهره پردازی های فرناز مرتضوی از لحاظ طراحی در برخی موارد مناسب و در رابطه با پر سوناژ پدر به تناسب متن تا اندازه ای اغراق آمیز و غیر قابل باور است .
موسیقی مارش گونه نمایش که حاصل ابتکار مجید وطنیان است عمدتا در فواصل بین صحنه ها به کار گرفته می شود و یکی از مناسب ترین عناصر اجرایی نمایش به شمار میرود . این موسیقی مارش گونه یاد آور مشق در حال دو نظامیان است و نظامی بودن و نظامی گری را تداعی میکند . زری کریمی به عنوان طراح لباس نیز به خصوصیات پرسوناژها که فقط به دنیای نمایش تعلق دارند , توجه کرده و لباس ها را متناسب با فضای فانتزیک اجرا و طراحی نموده است .
بازیگران خود را کاملا با موضوع و فضای نمایش آدابته کرده اند ؛ طوری که هیچ یک از گفتار و رفتار آنها از چهار چوب اجرایی متن بیرون نمی زند و با مهارت و ابتکار توانسته اند نقش هایشان را به خوبی ایفا کنند . این بازیگران به ترتیب تاثیر گذاری نقش و بازی هایشان عبارتند از: امیر کربلایی زاده ؛ سارا فرزاد فرد ؛ نوشین تبریزی ؛ و وحید آقا پور .
طراحی و ساخت انیمیشن که توسط زهرا بهمنیار طراحی و تولید شده است ضمن هماهنگی با مضمون و ژانر نمایش به فضا سازی آن نیز کمک کرده است .
کارگردانی نمایش میزان تفکر و ابتکارات علی عابدی را به خوبی نشان میدهد . او از تمام فضای صحنه و از جمله بخش هوایی آن استفاده لازم را میکند . گاهی با خلق دو فضای متفاوت ذهنی و عینی سبب ارتقاء و انتقال نگرش کمیک خود و داده های نمایش می شود .
نمایش عروسی در سایه به نویسندگی و کارگردانی علی عابدی از لحاظ انتخاب موضوع و متن ، بازیگری ؛ کارگردانی ؛ طراحی صحنه , نور , موسیقی ؛ چهر ه پردازی اجرایی زیبا و تا حدی نو و متمایز است و به سبب گیرایی و جذابیت و شوخ طبعی مشهود در متن و اجرا ؛ تماشاگر را تا آخر با خود همراه میکند .
حسن پارسایی